تو نیستی و این در و دیوار هیچوقتغیر از تو من به هیچکس انگار هیچوقتاینجا دلم برای توهی شور میزنداز خود مواظبت کن و نگذار هیچوقتاطلاعات تازه گفت شهر شما امن و راحت استمن باورم نمیشود، گزارشها تازه هیچوقتحیفند روزهای جوانی، نمیشونداین روزها دو مرتبه تکرار هیچوقتمن نیستم بیا و فراموش کن مراکی بودهام برات سزاوار؟... هیچوقت!بگذار من شکسته شوم تو صبور باشجوری بمان همیشه که انگار هیچوقتنجمه زارع
برچسب:
نویسنده: کارن فدایی
تاريخ: شنبه
31 مرداد
1405 ساعت: 6:24